|
غم بی تو ماندن بی تو ماندن تنها غمی است كه هیچ گاه به آن عادت نخواهم كرد. بی تو چون پرنده ای هستم كه به پروازی جاودانی محكوم است، زندان دستهای تو را به جان می پذیرم. از وقتی جدایمان كرده اند زندگی رنگ دیگری به خود گرفته است، بیرنگ مطلق. تمام اشیا گویی مرا به سوی تو می خوانند. دیگر از هیچ چیز و هیچ كس لذت نمی برم كه اندوهی عظیم در سینه ام پنهان است. تو همانی بودی كه باید می بودی. همان پاره ی گمشده ی روح من. چند دریای طوفانی مانده است تا ساحل دلآرام چشمانت؟
|
About![]()
وقتی که زندگی من چیزی نبود به جز تیک تیک ساعت دیواری،دریافتم که باید.....باید.....باید دیوانه وار دوست بدارم.گرچه هنوز کسی که لایق این دیوانگی باشد را نیافته ام. Archivesآذر 1387آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Links
نکتار |