|
با من اگر پيمان نگهداري به ياري من تا نفس دارم به پيمان تو باشم عشق تو شد فرمانرواي هستي من تا هر چه فرمايي به فرمان تو باشم گر در تو حيران مانده ام بر من ببخشاي من دوست دارم كه حيران تو باشم حيران چشمان تو بودن رستگاري است بگذار تا حيران چشمان تو باشم ببين که مي کشد دلم هميشه انتظار تو و آه مي کشم تو را ، خوشا دمي کنار تو ببين چگونه لحظه ها سياه و سردو بي صدا عبور مي کنند و من هميشه بي قرار تو شبي به خواب ديدمت. الهه سعادتم که من نشسته ام چه خوش به زير سايه سار تو سروده ام دو شعر، شعري از بلور و نور يکي در انتظار تو ، يکي به افتخار تو
داشتم اشکهايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل ميکردم خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي ببخش اگر اين روزها عشق با گريستن ثابت ميشود از زندگی سه چیز آموختم: از عشق رسوایی از دوست بی وفایی از شب تنهایی
|
About![]()
وقتی که زندگی من چیزی نبود به جز تیک تیک ساعت دیواری،دریافتم که باید.....باید.....باید دیوانه وار دوست بدارم.گرچه هنوز کسی که لایق این دیوانگی باشد را نیافته ام. Archivesآذر 1387آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Links
نکتار |