تبليغاتX
عشقولانه

عشقولانه

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است

با من اگر پيمان نگهداري به ياري

من تا نفس دارم به پيمان تو باشم

عشق تو شد فرمانرواي هستي من

تا هر چه فرمايي به فرمان تو باشم

گر در تو حيران مانده ام بر من ببخشاي

من دوست دارم كه حيران تو باشم

حيران چشمان تو بودن رستگاري است

بگذار تا حيران چشمان تو باشم

ببين که مي کشد دلم هميشه انتظار تو

 

 

و آه مي کشم تو را ، خوشا دمي کنار تو

 

 

ببين چگونه لحظه ها سياه و سردو بي صدا

 

 

عبور مي کنند و من هميشه بي قرار تو

 

شبي به خواب ديدمت. الهه سعادتم

 

 

که من نشسته ام چه خوش به زير سايه سار تو

 

سروده ام دو شعر، شعري از بلور و نور

 

يکي در انتظار تو ، يکي به افتخار تو

+نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت13:57توسط سمیه | |

داشتم اشکهايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل ميکردم خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي ببخش اگر اين روزها عشق با گريستن ثابت ميشود

 

 

از زندگی سه چیز آموختم:

از عشق رسوایی

از دوست بی وفایی

از شب تنهایی

 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت13:55توسط سمیه | |