|
بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای
برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای
اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است
تکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم است
به پای صحبتم بشین فقط ترانه گوش کن
جام به جام من بزن جان مرا تو نوش کن
تو را به شعر می کشم چو واژه پیش میروی
مرگ فرا نمی رسد تو تازه خلق می شوی
تو در شب تولدت به شعله فوت می کنی
به چشم من که می رسی فقط سکوت می کنی
اگر کسی در دل توست بگو کنار می روم
گناه کن به جای تو بر سر دار می روم
شاید ورق های سفید کاغذ با من هم صدا شود و نام تو را به زبان بیاورد کاش می توانستم قلبم را به تو نشان دهم که ببینی فقط نام تو بر آن حک شده است جز تو و نام تو بر آن نیست اما افسوس از این روزگار غریب و امان از دست این سرنوشت پس بشنو درد هایم را که بی تو تنهایم تنهای تنها من با تو آغاز می شوم و در تو گم می شوم می خواهم تا ابد در تو بمانم تا هیچ رد پایی از من نباشد می خواهم در تو بمیرم شاید اینگونه مرا حس کنی اما آن وقت چه دیر است برای با هم بودن بیاو صدایم را با دلت بشنو و امروز را دریاب که فردا خیلی دیر است خیلی دیر
يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه نامردي اشكاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي ؟ گفتي اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون گريش مي گيره ..... گفتم:يه خواهش دارم وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار- گفتي:به چشم .... حالا امروز من دارم گريه مي كنم اما آسمون نمي باره .......... تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم ميخندي می خوام بگم دیگه عشق منی وجود نداره دیگه نمی خوام دوستم داشته باشی حتی یه ذره.......... حالا دیگه بغض چشامه که.......................... اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست!.. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست!
|
About![]()
وقتی که زندگی من چیزی نبود به جز تیک تیک ساعت دیواری،دریافتم که باید.....باید.....باید دیوانه وار دوست بدارم.گرچه هنوز کسی که لایق این دیوانگی باشد را نیافته ام. Archivesآذر 1387آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Links
نکتار |