تبليغاتX
عشقولانه

عشقولانه

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای

برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای

اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است

تکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم است

به پای صحبتم بشین فقط ترانه گوش کن

جام به جام من بزن جان مرا تو نوش کن

تو را به شعر می کشم چو واژه پیش میروی

مرگ فرا نمی رسد تو تازه خلق می شوی

تو در شب تولدت به شعله فوت می کنی

به چشم من که می رسی فقط سکوت می کنی

اگر کسی در دل توست بگو کنار می روم

گناه کن به جای تو بر سر دار می روم

 

 

 می خوام بنویسم  بنوسیم و فریاد بزنم که خیلی دوست دارم

شاید ورق های سفید کاغذ با من هم صدا شود و نام تو را به زبان بیاورد

کاش می توانستم قلبم را به تو نشان دهم که ببینی فقط نام تو بر آن حک شده است

جز تو و نام تو بر آن نیست اما افسوس از این روزگار غریب

و امان از دست این سرنوشت

پس بشنو درد هایم را که بی تو تنهایم تنهای تنها

من با تو آغاز می شوم و در تو گم می شوم می خواهم تا ابد در تو بمانم

تا هیچ رد پایی از من نباشد

می خواهم در تو بمیرم شاید اینگونه مرا حس کنی اما آن وقت چه دیر است

برای با هم بودن بیاو صدایم را با دلت بشنو و امروز را دریاب که

فردا خیلی دیر است خیلی دیر

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت18:59توسط سمیه | |

 

 

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه نامردي اشكاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي ؟ گفتي اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون گريش مي گيره ..... گفتم:يه خواهش دارم وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار- گفتي:به چشم .... حالا امروز من دارم گريه مي كنم اما آسمون نمي باره .......... تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم ميخندي

 

می خوام بگم دیگه عشق منی وجود نداره دیگه نمی خوام دوستم داشته باشی حتی یه ذره..........

 

حالا دیگه بغض چشامه که..........................

 

 

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست!..

همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست!

 

60 نکته در مورد ازدواج

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت22:57توسط سمیه | |